*این آهنگ زیبا به گویش کرمانجی «شمال خراسان» ، اثر استاد سهراب محمدی هست.حالا این آهنگ چی میگه؟
جونم براتون بگه که شاعر میفرماد:
من که امروز غمگین و ناراحتم…
ای جان! شاره جان…
چشم و ابروت رو ای جان! ببینم شاره جان…
خودم رو از کجا ای جان؛ به تو برسونم؟
شاره جان!
زخم دل رو درمان کن…من همیشه اینجا نمی آیم
ای جان شاره جان!
این حرفها رو باور نمیکنم… ای جان شاره جان!
زخم دل رو درمان کن؛ امروز که گفتن یار رو دادن…
تا به چشم نبینم؛ به حرف باور نمیکنم!
بعد چی میشه که من وسط ثبت آثار تیتر 12 میرسم به این آهنگ؟
اینجوری که میرم سراغ کلیپ ها، یه کلیپ با این شعر میبینم، میزنم میبینم آهنگ کاملش چه بهتره.پس میزنم واسه دانلود...بعد برام جالب میشه که چی میخونه انقد از ته دل "شاره جان" اش رو صدا میزنه؛ میبینم خب این بنده خدا در انتظار یه نگاهی از سمت شاره جان هست، کار از کراش و دوست داشتن گذشته، رسما عاشق شده ولی مثه اینکه یه طرفه ست یا شایدم شاره جان یکم داره ناز میکنه و به این زودیا نمیخاد جواب بده.
حالا من کاری به مباحث عشقی ندارم ولی شاره جان خدایی بیا و زخم دل عاشقت رو درمان کن دیگه؛ خوبیت نداره این همه عاشقتو به دردسر بندازی. تازه الانم کرونا اومده، تو همین اوضاع که کسی از فرداش خبر نداره، بده تشکیل خانواده بدی؟ بدون دردسر یه مراسم کوچولو بگیرین و برین سر خونه زندگیتون و پولی که میخواین صرف شام و شیرینی کنین و آخرش بگن کبابش گوشت بلانسبت خر بود و نوشابه اش گاز نداشت؛ بزنین به زخمی تو زندگیتون؟!
1. اصلا چی شد رسید به اینجا؟! والا اول قرار بود یه پست ادبی باشه ولی کلا رفتیم جاده خاکی.
2.به امید رسیدن شاره جان و یار شاره جان به همدیگه.
3.با ذکر صلواتی من از منبر بیام پایین.
4. همین کارو را میکنم هنوز نتونستم متن واسه نشریه های تیتر بنویسم و دارم بدقولی میکنم!