Sharper.... بعد از مدتها فیلمی دیدم که چند بار وسطاش مجبور شدم چک کنم چقدر دیگه تا آخرش مونده! و اینبار نه بخاطر یکنواختی و کسل کنندگی، فقط به این دلیل که هر چند دقیقه داستان یه چیزی رو میکرد که شاید مجبور میشدی برگردونی از چند دقیقه قبلش رو ببینی تا اکت بازیگرا رو تو اون موقع بهتر بفهمی و خب این خیلی جالب بود:) یه مورد دیگه هم اینکه همش منتظر بودی خودِ واقعی آدما رو ببینی ، در آخر هم حدس درستی زدم که تامِ بدبخت، میتونه این بازی رو یه نفع خودش جمع کنه:))

امتیاز imdb رو 9 دادم اونم بخاطر کم بودن موسیقی متن:»




/ پنجشنبه هشتم تیر ۱۴۰۲ / 11:21/دختر آدم

سر بزن به من، با اینکه دوره رامون…♪♪
باز بپیچه بوی بارون، رویاهامون روی آب بود…
سر بزن به من، با اینکه خوبه حال تو!!♪♪
دلم تنها مونده واسه تو، ببینم روی ماهتو…
بیا بشین پیش من، ببین ترک خورده این دلم…♪♪
میخوام برم، یه چیزی میگه نه…
چی دیدی، دلت از ما ترسید؟!♪♪
پشتت اومدم هرجا رفتی، هیچ جا نمیرم من تا هستی!!
بذار هرکی دورمونه، از رو بره…♪♪
فکر میکنم هر روز بهت، نشینه غصه رو دلت!!♪♪
با اینکه خیلی وقته، که دور از همیم…
واسم عین روز اولی، عین روز اولی!!♪♪
بیا بشین پیش من، ببین ترک خورده این دلم!!♪♪
میخوام برم، یه چیزی میگه نه…
چی دیدی، دلت از ما ترسید؟!♪♪
پشتت اومدم هرجا رفتی، هیچ جا نمیرم من تا هستی!!

"یاسین ترکی- یه چیزی میگه نه"




/ دوشنبه پنجم تیر ۱۴۰۲ / 18:55/دختر آدم